ye pesar e mamooli

سيگار

سلام
راستش نمی دونم چه جوری شروع شد
که به اين مصيبت دچار شدم
يا بهتره بگم که نمی دونم چرا؟
از زمستون سال ۷۸ بود که کم کم بهش معتاد شدم
اوجش موقعی بود که منتظر جواب دومين کنکوری که دادم بودم
تقريبا روزی ۱ پاکت ۵۷ می کشيدم
چون پولم نمی رسيد سيگار بهتری بخرم مجبور بودم اون سيگار مزخرف رو بکشم
هی کتاب می خوندم
هی سيگار می کشيدم
سال بعد وقتی با دو تا از دوستای دوران دبيرستانم رفته بودم کوه
با اينکه از نظر هيکل من از اونا قوی تر به نظر می رسيدم
نفسم ياری نمی داد که پا به پای اونا از کوه بالا برم
خلاصه خيلی به خودم بر خورد
از اون موقع گذاشتمش کنار
۶ ماه سيگار نکشيدم
ولی عيد که شد
لامصب دو باره رفتم سراغش
تا الان هم که هنوز سيگار ميکشم
تقريبا روزی ۸-۹ نخ
خلاصه اصلا چيز خوبی نيست
مخصوصا که اصلا هم به من نمی سازه
الان پين بلند می کشم
سيگار دخترونه و ملايميه
ولی اگه سيگار قوی تری بکشم سرفه امونمو می بره
تو خونه به طور علنی کسی نمی دونه که من سيگار ميکشم
ولی مطمئنا می دونن و به روم نمی يارن
اتاق من در واقع در محوطه ی خر پشته خونمون واقع شده
يه اتاق فسقلی که خودم خيلی ازش خوشم مياد
يه هواکش هم براش خريدم که بوی سيگار رو دک کنم بيرون!
ولی با اين حال حتما همه می دونن
پسر خالم هميشه می گه که يا سيگار نکش يا اينکه مخفی نکن
ولی نمی دونم
خودمم دليل واضحی ندارم
اما به هر حال من جلوی به طور کلی تموم ادمای بزرگ تر از خودم سيگار نمی کشم
حتی توی دانشگاه هم اين کار رو نمی کنم
وقتی تو دانشگاه باشم و هوس سيگار کشيدن به سرم بزنه
می رم بيرون جلوی دکه روزنامه فروشی کارم رو می کنم
هر چند ممکنه که خيلی از بچه های دانشگاه هم اونجا باشن!
مسخره س نه؟
تا بعد.......................
+ شهاب ; ٢:٢٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳ آذر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()

اسباب کشی

سلام
چی؟
بلند تر بگيد؟
حال منو میپرسيد؟
مرسی
خيلی بهترم
ولی زياد هم ذوق نکنيد
هنوز خوب خوب نشدم
ديروز پسر عمم اينا اسباب کشی داشتن
منم رفتم کمک
خلاصه خيلی خسته شدم
عوضش امروز (جمعه) مثل يه خرس خوابيدم!
ديروز برای اينکه برم دنبال اسباب کشی يه کلاسمو پيچوندم!src="http://www.persianblog.ir/images/smileys/9.gif">
اخ گوشم! بابا چرا گوشمو می پيچونيد؟
اخه کلاسش زیاد مهم نبود
ازون مهمتر اینکه استادش حضور و غیاب نمی کنه!
راستی یه چیزی
بابا شما که تا حالا اومدید این نوشته های منو دیدید و در اینده خواهید دید
اقلا برای دلخوشیه منم که شده یه پیامی چیزی بذارید
بابا جوون مردم افسرده میشه!
خوب دیگه برم بخوابم کله سحر باید بیدار بشم بعدشم برم سر کار
دیگه داشت یادم میرفت که نا سلامتی شاغل هم هستم!

+ شهاب ; ٢:۳۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢ آذر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()